مديريت اطلاعات شركت (قسمت دوم)

نويسنده : فرانك ديويس
مترجم : همكاران سيستم
ناشر : Baseline Consulting به حمايت از SAP

 

 

 

 

گرايش به واقع‌گرايي
اجازه ندهيد وسعت مديريت اطلاعات شركت شما را به وحشت اندازد. هر نوع پيشرفت سازمان‌يافته و يكپارچه بهتر از عدم پيشرفت است. به‌طور مثال، استراتژي مديريت اطلاعات شركت، به‌ويژه در بدو امر مراحل متعدد دارد و مي‌تواند افق كوتاه يا بلندمدت داشته باشد، اما ترديد نكنيد که اين استراتژي همواره زنده و پويا باقي خواهد ماند. اگر تنها يك استراتژي در شركت متحول شود، استراتژي مديريت اطلاعات شركت است. هيچ سيستمي در شركت‌ها پوياتر از سيستم‌هاي اطلاعاتي نيست. اين موضوع چند دليل دارد:

- رشد بي‌سابقه و مداوم حجم داده‌ها
- پيشرفت و توسعه سريع تكنولوژي اطلاعات
- نرخ فزاينده فعاليت‌هاي مرتبط با توسعه سيستم‌‌هاي جديد
- رشد منابع خارجي ناشي از ادغام‌ها و خريد ديگر شركت‌ها از جانب شركاي تجاري و مشتريان
- اشكال در حال تغيير داده‌ها از جمله داده‌هاي ساخت‌نيافته
- حس ضرورت افزايش تمايز رقابتي


كليه اين عوامل بيانگر نيروهايي است كه بر زيرساختار اطلاعاتي شركت وارد مي‌شود. بايد چرخه بازنگري مدوام، سه ماهه اما نه بيش از شش ماهه، را برنامه‌ريزي و در جهت بهبود، توسعه و تنظيم استراتژي حركت كرد. در ازاي هر تغيير در استراتژي و اهداف شركت، تغييرات متناظري در استراتژي مديريت اطلاعات شركت به عمل خواهد آمد كه دستاوردهاي هر يك با دستاوردهاي ديگري مرتبط است.


نتايج مطلوب و مورد انتظار از مديريت اطلاعات شركت متعدد است و طبعاً منافع متنوعي نيز در بر دارد. در اين مقاله چهار نتيجه را به‌منظور بررسي انتخاب كرده‌ايم كه هر يك مرتبط به يكي از حوزه‌هاي مديريتي است و بايد توسط رهبران فناوري اطلاعات و كسب‌وكار به‌درستي درك شود.


همكاري بين واحدهاي فناوري اطلاعات و كسب‌وكار

اگر در جلساتي حضور داشته‌ايد كه در آن مديران كسب‌وكار از اينكه برنامه‌هاي واحد فناوري اطلاعات مطابق نياز ايشان نيست و فرايند اولويت‌دهي طرح‌ها را درك نمي‌كنند، شكايت مي‌كردند، شاهد فقدان همكاري بين واحدهاي فناوري اطلاعات و كسب‌وكار بوده‌ايد. در چنين شرايطي هر يك از طرفين تصور مي‌كند كه مي‌داند طرف مقابل چه مي‌كند يا اينكه چه نيازهايي دارد و بنابراين در جهلي خوشايند به‌سر مي‌برد. آنچه در اين ميان درك نمي‌شود اين است كه يك طرف مشتري است و طرف ديگر تامين‌كننده و هر دو در نيل به اهداف سازماني شريك هستند. واحد فناوري نمي‌تواند به واحدهاي كسب‌وكار كمك نمايد مگر آنكه از آنها در مورد اهداف، نيازها و الزاماتشان سوال كند و واحدهاي كسب‌وكار نيز نمي‌توانند از بار واحد فناوري اطلاعات بكاهند مگر آنكه به توضيح در مورد اهداف، نيازها والزامات آن بپردازند. البته در اينجا منظور اين نيست كه واحد فروش و بازاريابي تنها يك نامه الكترونيك به مدير ارشد اطلاعات شركت بفرستد. منظور رابطه مداوم و دائمي بين كليه رده‌هاي اداري است، به نحوي كه بازيگران به حدي درگير مسائل يكديگر شوند كه تفكيك آنان تنها از طريق نگاه به كارت‌هاي شناسايي امكان‌پذير شود.


همكاري بين واحدهاي كسب‌وكار و فناوري اطلاعات عمده‌ترين الزام مديريت اطلاعات شركت است. اين ارتباط و همكاري هنگامي برقرار مي‌شود كه نمايندگان اين واحدها هر هفته براي بررسي طرح‌ها گرد هم مي‌آيند و واحد كسب‌و‌كار در مورد فناوري و واحد فناوري در مورد كسب وكار به ارائه نظر بپردازد. هر طرف نسبت به مسائل طرف مقابل اشراف كامل دارد. اگر چه اين اوج همكاري است اما پيشرفت زماني حاصل مي‌شود كه دو طرف زبان يكديگر را به اختصار متوجه ‌شوند و نيازي نيست كه به تفصيل چالش‌هايي را كه با آنها مواجهند، تشريح كنند. اين گروه‌ها در واقع بايد از اين مراحل اوليه عبور كرده باشند.


طرح مديريت اطلاعات شركت نمي‌تواند موفق شود مگر آنكه برخي از اعضاي كسب‌و‌كار و فناوري اطلاعات به‌طور مداوم با هم در ارتباط باشند، يا به‌صورت كتبي و يا شفاهي. واحد فناوري مي‌تواند نيازهاي واحدهاي كسب‌وكار را بدون دريافت نظرات آنها حدس بزند و پس از سعي مداوم برنامه‌اي قابل استفاده در اختيار ايشان قرار دهد. پست الكترونيك و اتصال به اينترنت دو نمونه از كانال‌هاي ارتباطي محسوب مي‌شود كه هيچ كدام منجر به مزيت رقابتي نمي‌شود. تنها از طريق همكاري مداوم و مستمر است كه واحدهاي كسب‌وكار و فناوري اطلاعات مي‌توانند الزامات سيستمي را تعريف كنند و با بهينه‌سازي عملكرد، منجر به پديد آمدن فرهنگ و سازمان منحصر به فردي شود.


اطلاعات مطمئن
در كنار منابع انساني، بنيان هر شركت، دانشي است كه براي مديريت كسب‌و‌كار مورد استفاده قرار مي‌دهد. اين دانش بسيار بنيادين است. به همين دليل، يكي از اهداف مديريت اطلاعات شركت تقويت صحت داده از طريق تضمين كيفيت داده، ايجاد پروفايل داده، يكپارچه‌سازي آن و ديگر وظايف است تا به اين طريق اطلاعات قابل اعتماد حاصل شود.
ايجاد اطلاعات مطمئن از طريق تعدادي فرايند ايجاد مي‌شود كه موارد زير را متضمن مي‌شود:
- داده به درستي ثبت شود (بدون اشتباه و تكرار، و غيره)
- داده ثبت‌شده با استانداردهاي داده در شركت از لحاظ شكل و تعريف متناسب باشد
- داده را بتوان بر حسب نياز جابه‌جا، ادغام و يا خلاصه كرد
- داده با سطوح سلسله مراتبي مورد نياز تطبيق‌يافته و يا تركيب شود
- سوابق داده قابل ردگيري باشد
- داده با مرور زمان حفظ و نگهداري شود
- داده در جهت الزامات كسب‌وكاري كه دسترسي و يا كاربري آن را امكانظپذير مي‌سازد، به كار گرفته شود


بدون اعتماد، سرمايه‌گذاري قابل توجه در سيستم‌هاي كلان شركت همچون CRM و ERP نتيجه‌بخش نخواهد بود، زيرا كاربران شركت بيشتر بر ذخاير داده‌هاي شخصي خود (اغلب در قالب صفحه‌هاي گسترده) اتكا مي‌كنند. در چنين صورتي بهره‌وري كسب‌وكار‌ به سطح مديريت و تفسير فردي داده تقليل مي‌يابد. اكثر شركت‌ها نه تنها كاربرد اطلاعات استاندارد و معنادار را مد نظر قرار مي‌دهند، بلكه اميدوارند اين اطلاعات منجر به مزيت رقابتي شود.


آيا مي‌توان از اطلاعات موجود براي تصميمات حياتي استفاده كرد؟ شايد اگر تنها به صنعت بهداشت و درمان بيماران و سوابق پزشكي خانواده‌ها فكر كنيم، روشن شود اعتماد تا چه حد حياتي است. هنگامي كه پزشك ركوردهاي بيمار را بررسي مي‌كند، احتمالاً تصميمي حياتي اتخاذ مي‌كند. مديران ارشد مالي، مديران عامل و ديگر رهبران كسب‌وكار نيز بر اساس همان اطلاعات تصميم‌گيري مي‌كنند. به همين خاطر، نتيجه‌ مطلوب سيستم اطلاعات مديريت اين است كه صحت داده در سراسر زنجيره‌ عرضه‌ اطلاعاتي حفظ شود.


كاربرد و استاندارد‌سازي در سطح شركت
ماهيت مديريت اطلاعات شركت به‌گونه‌اي است كه بيشترين ارزش اطلاعات و سرمايه‌هاي فناوري اطلاعات را زماني استخراج مي‌كند كه در سراسر سازمان قابل دسترسي باشد. اين امر منجر به اقتصاد مقياس، تشريك داده‌ها، گسترش يكدست تكنولوژي و بكارگيري موثر نيروي انساني آموزش ديده و با تجربه مي‌شود. هدف هر طرح مديريت اطلاعات شركت اين است كه نرم‌افزارهاي پشتيباني مشتري را بتوان به‌طور مثال در اختيار واحد بازاريابي قرار داد.


دليلي ندارد كه چرخ دوباره اختراع شود! درست است كه چرخ در اندازه‌ها و از مواد مختلف ساخته مي‌شو‌د، اما برنامه‌ريزي درست مديريت اطلاعات شركت مي‌تواند باعث شود يك برنامه با تنظيمات مناسب به رابط كاربر و مدل داده، با حداقل تغيير به واحد بازاريابي ارائه شود. به اين ترتيب، پشتيباني مشتري و بازاريابي عمدتاً از يك سيستم و داده استفاده مي‌كند كه بر حسب نيازهاي هر دو واحد تنظيم مي‌شود. اين به معناي توسعه سريع‌ نرم‌افزارهاي خاص مثل CRM، CDM و MDM است که مي‌تواند به تعداد بيشتري از كاركنان خدمت‌رساني كند.


تكنولوژي‌هاي مديريت اطلاعات به جايي رسيده‌ است كه مي‌تواند طيف وسيع‌تري از عمليات را پشتيباني کند و دسترسي به آن نيز از طريق يك كانال واحد امكان‌پذير است. اين نگرش نسبت به تامين كيفيت داده و يكپارچه‌سازي آن منجر به استاندارد شدن نحوه ارائه داده مي‌شود. در حال حاضر بازاريابي، واحد پشتيباني مشتري و واحد فروش مي‌تواند توقع رفتار و نتايج يكدست را داشته باشد. محافظان داده زمان زيادي را صرف تعريف داده‌ها و ايجاد قوانين كسب‌وكار مي‌‌کنند. داده به‌صورتي ساخت‌يافته و براي بلندمدت در سيستم، ثبت و نگهداري مي‌شود.


سيستم مديريت اطلاعات شركت موجب مي‌شود اين قوانين در تمام شركت قابل دسترسي باشد و ديگر واحدها، به‌طور مثال واحد بازاريابي بتواند بر اساس تعاريف ارائه شده، عملكرد خود را استاندارد نموده و به‌منظور ايجاد اين استانداردها دوباره‌كاري صورت نگيرد. به علاوه، تيم‌هاي مديريت اطلاعات شركت اجازه مي‌دهد با استفاده از پلاتفورم نرم‌افزاري مشترك بازاريابي اين قوانين را دريافت كرده و بتواند آنها را با نيازهاي خود تطبيق دهد. سپس بازاريابي قوانين كسب‌وكار خود را منتشر ساخته و محيط داده را عميق‌تر و غني‌تر مي‌سازد. به اين ترتيب، محتوا به‌گونه‌اي عمودي مديريت مي‌شود. كليه اقدامات نيز در راستاي استانداردهاي شركت آنگونه كه در سيستم‌هاي داده از طريق رابطين كاربر، ذخاير قوانين و دستورالعمل‌ها و همچنين مدل‌هاي داده تبيين مي‌شود، صورت مي‌پذيرد.


حاكميت داده
در كتاب موسوم به يكپارچه‌سازي داده مشتري: نيل به حكايتي واحد از حقيقت، نگارندگان بيان مي‌كنند
"هدف حاكميت داده برقراري و حفظ دستور كار در سراسر شركت در مورد داده است كه منجر به تصميم‌گيري و همكاري به نفع شركت در عوض افراد يا واحدها شود، به نحوي كه بين نوآوري كسب‌وكار و انعطاف از يك طرف و استانداردهاي فناوري اطلاعات و كارامدي از طرف ديگر، موازنه برقرار شود."


اين هدف همچنين بر سياست‌گذاري حول اطلاعات شركت تاكيد دارد. اگر مدير شما بگويد "از اطلاعات تا آن حد كه بتوانيم Backup مي‌گيريم "يا اينكه "كيفيت داده در شركت ما قابل قبول است اگرچه مي‌توانست بهتر باشد اما كسي مسئول آن نيست،" اين به منزله شكست كيفيت حاكميت داده است. حاكميت داده بايد به‌صورت برنامه‌ريزي شده و ميان وظيفه‌اي صورت پذيرد. اين فرايند در رده‌هاي بالا و پايين سازمان اجرا مي‌شود تا حافظين داده كه به‌طور مداوم آن را تنظيم و ترميم مي‌كنند، مسائل را شناسايي كرده و تاكتيك‌هايي را پيشنهاد كنند و مديران اجرايي نيز اهدافي را تعيين كرده و سياست‌هايي را پيشنهاد كنند. در اثناي وظيفه حاكميت، سياست‌ها و تاكتيك‌ها با يكديگر آشتي مي‌كنند و در بلندمدت به خط‌مشي‌هاي مستحكم مبدل مي‌شود كه نيازهاي سازمان را از طريق ايجاد موازنه بين نوآوري كسب‌وكار و انعطاف از يك طرف و استانداردهاي فناوري اطلاعات و كارامدي از طرف ديگر، برطرف مي‌سازد. همانگونه كه در نقل قول فوق آمده است فرض بر اين است كه رشد سازمان را نبايد با اعمال قوانين و مقررات سخت و غيرمنعطف متوقف كرد، بلکه بايد فرايندهاي استانداردهاي ايجاد ارزش را برقرار نمود.


جمع‌بندي
اين نتايج مطلوب را مي‌توان به‌صورت جداگانه و مرحله‌اي اجرا كرد، اما با اضافه كردن ديگر نتايج به چارچوب مديريت اطلاعات شركت، هم‌افزايي ايجاد مي‌شود. نكته آخر اينكه مديريت اطلاعات شركت يك شب ايجاد نمي‌شود. همه روزه بايد در ايجاد آن كوشيد و با گذشت هر روز بخش كوچكي از آن ايجاد و تکميل مي‌شود و در آغاز هر روز ديگر اميدواري که بخش ديگري از آن تكميل شود.


الزامات مديريت اطلاعات
به‌منظور حمايت نرم‌افزارهاي مديريت اطلاعاتي از محيط مستحكم مديريت اطلاعات شركت، الزاماتي بايد برقرار شود كه داراي شاخص‌هاي زير باشد:
- پشتيباني معماري خدمت‌گرا (Service Oriented Architecture Support)
- مديريت متمركز داده
- راه حل كامل براي زنجيره‌هاي عملياتي
- سهولت يكپارچه‌سازي با ديگر نرم‌افزارها
- سهولت كاربرد در مورد همه موارد كاربري


اين الزامات موجب مي‌شود راه‌حل‌هاي آسان و مناسب براي كليه حوزه‌هاي مديريت اطلاعات شركت پديد بيايد و در نهايت به جلب رضايت كاربران نهايي منتهي شود. به همين دليل اين الزامات بايد مورد توجه طراحان سيستم‌هاي مديريت اطلاعات شركت قرار گيرد و تامين آن همواره در برنامه‌هاي آنان در نظر گرفته شود. در واقع اين الزامات جزئي از يك سيستم مديريت اطلاعات شركت محسوب مي‌شود.


پشتيباني معماري خدمت‌گرا
هدف نهايي معماري خدمت‌گرا ارائه لايه رابط مستقل از برنامه به زيرساختارهايي است كه چندين سيلوي داده را در تمام شركت به يكديگر متصل مي‌كند. معماري خدمت‌گرا همان ميان‌ افزار امروزي است، تنها با اين تفاوت كه به راحتي فعال است و به خاطر محبوبيت فزاينده‌اش به استاندارد صنعت تبديل شده است. استانداردهاي صنعت براي مديريت اطلاعات شركت مفيدند چون تسهيم داده را تسهيل كرده و يكپارچه‌سازي عملياتي اجراي مديريت اطلاعات شركت را آسان مي‌كند. به علاوه، معماري خدمت‌گرا تنها به درخواست و دريافت داده مرتبط نيست، چون دوسويه است. منابع داده مي‌تواند خدمات را از طريق معماري خدمت‌گرا جهت انجام وظايف خاص فراخواند. به طور مثال به هنگام فعال شدن يك event، تست‌هاي مميزي داده آغاز مي‌شود. معماري خدمت‌گرا موجب غني شدن عمليات مديريت اطلاعات شركت مي‌شود، زيرا هر دوي اين سيستم‌ها اطلاعات را جابه‌جا كرده و رويه‌ها را فرا مي‌خواند که در تحليل نهايي، سازمان‌ها چابك‌تر مي‌شوند.


سازمان‌هايي كه معماري خدمت‌گرا را اجرا مي‌كنند، هدف كاهش هزينه از طريق بكارگيري مجدد، تغيير سريع سيستم و مدرنيزه كردن معماري سيستم‌ها را دنبال مي‌کنند. چابكي معماري خدمت‌گرا به اين معناست كه نرم‌افزارها و خدمات را مي‌توان به‌صورت آنلاين خريداري نموده و قابليت‌هاي آنها را منتشر ساخت. عمليات موجود مي‌تواند بدون متوقف‌سازي نرم‌افزارهاي جاري به آنها متصل شود. يكپارچه‌سازي نرم‌افزارهاي ناهمگون به گونه قابل توجهي امكان‌پذير مي‌شود؛ زمان و هزينه زيادي براي توسعه سيستم صرف نمي‌شود، اتصال استاندارد معماري خدمت‌گرا رابط‌هاي برنامه‌نويسي را تشخيص داده و آنها را به‌راحتي مجزا مي‌سازد، مسائل مربوط به حفظ، نگهداري و به روزآوري سيستم نيز حذف مي‌شود.


مديريت متمركز داده
يكي از چالش‌هاي مديريت اطلاعات ماهيت متنوع و متكثر نرم‌افزارها و سيستم‌هايي است كه داده‌هاي شركت را ايجاد كرده و مورد استفاده قرار مي‌دهد. اگرچه به‌طور مداوم كوشش زيادي براي خريد پايگاه‌هاي داده، نرم‌افزارها و انبارهاي داده براي "به اشتراك‌گذاري" داده صورت مي‌پذيرد، اما فشار براي ايجاد سيلوهاي جديد موقت و يا دائم به دلايل بسيار مستدل نيز بسيار زياد است. با وجود اينکه سيستم‌هاي داده شركت مي‌تواند به مثابه ساختمان‌هاي يك شهر رشد كند، دليلي وجود ندارد كه مديريت اين سيستم‌ها متصل و پيوسته نباشد. درست همانند ساختمان‌ها كه توسط جاده‌ها و ارتباطات به يكديگر متصل مي‌شود و توسط منطقه‌بندي و شركت‌هاي مركزي مديريت املاك اداره مي‌شود، داده‌ها را نيز مي‌توان به يكديگر متصل ساخت و به‌صورت مركزي مديريت كرد. هوشمندي تجاري و مراكز يكپارچه‌سازي داده، شوراهاي حاكميت داده، برنامه‌هاي حفاظت از داده‌ها، مديريت كلان داده‌ها و ديگر كوشش‌هايي از اين قبيل همگي جزئي از زيرساخت مشترك مديريت داده محسوب مي‌شود. مزاياي اين روش چشم‌گير هستند:


- سازمان‌هاي رسمي مديريت داده توسط مديريت سازمان به رسميت شناخته مي‌شود و مسئوليت ايشان توسط حوزه مديريت كسب‌وكار و فناوري اطلاعات مورد شناسايي و تاييد قرار مي‌گيرد.
- با روشن‌سازي نقش‌ها و مسئوليت‌ها، سازمان مديريت داده كلان بهتر مي‌تواند اين نقش‌ها و مسئوليت‌ها را توجيه و جذب نمايد.
- سياست‌ها و رويه‌ها تنها يك‌بار استاندارد و سپس به‌طور مداوم اجرا مي‌شود.
- كلان داده و قوانين كسب‌وكار به يك مرجع مشترك و متمركز متصل مي‌شود.
- سيستم‌هاي ركوردها مشخص و اولويت‌بندي مي‌شود و به‌عنوان منابع داده كليدي مورد شناسايي قرار مي‌گيرد.
- حفظ و نگهداري تكنولوژي با هزينه كمتر صورت پذيرفته و مقرون به صرفه‌تر مي‌شود.
- ارائه داده، خدمتي در سطح شركت محسوب شده و بكارگيري مهارت‌هاي خاص در پروژه‌ها و سيستم‌هاي مختلف بهينه‌سازي مي‌شود. صرفه‌جويي در هزينه ناشي از اين امر قابل توجه خواهد بود.


شركت‌ها، در اجراي مديريت داده، راه‌حل‌ها و معماري‌هاي نرم‌افزاري‌اي پديد مي‌آورند كه مي‌تواند به محتواي سيستم‌هاي مختلف دسترسي داشته و اين محتوا را به گونه‌اي مستمر و تكرارپذير مديريت كند. در برخي موارد، درست مانند مديريت داده مادر، داده‌ها از سيستم‌هاي متنوع جمع‌آوري، پاكسازي و مطابقت داده مي‌شود و پس از يكپارچه‌سازي، در محلي متمركز انباشت مي‌شود تا سپس به همان سيستم‌هاي متنوع به‌عنوان محتواي مرجع مادر بازگردانده شود. اين كوشش‌ها به مثابه اعضاي كليدي معماري‌هاي فناوري اطلاعات در حال توسعه بوده و هر راه‌حل از قابليت‌هاي گسترده‌تر و بهتري برخوردار مي‌شود.


به علاوه، اتخاذ روش "جعبه ابزاري" كار را راحت مي‌كند. دسترسي به يك پلاتفورم و يا تعدادي ابزار كه بتواند اكثر نيازهاي پردازشي را پوشش دهد، موجب كاهش جاي پاي نصب و راه‌اندازي، مسائل حفظ و نگهداري، كوشش‌هاي آموزشي و پيچيدگي عملياتي شود. به اين ترتيب، قوانين كسب‌وكار و خدمات استاندارد و به اشتراك گذاشته مي‌شود. چنانچه جعبه ابزار با معماري خدمت‌گرا تلفيق شود، كاركرد آن از سه جهت تقويت مي‌گردد:
- اتصال به منابع مبتني بر وب تسهيل مي‌شود. نيازي به برنامه‌هاي پيچيده SQL يا دانش نسبت به نرم‌افزارهاي خاص، رابط‌هاي پايگاه‌هاي داده و غيره براي دسترسي به داده‌ها وجود ندارد.
- از طريق اتصال به معماري خدمت‌گرا، ابزارهاي مديريت داده به‌عنوان خدمت از ديگر برنامه‌ها فراخوانده مي‌شود و نيازي به رابط API براي دسترسي به پلاتفورم نيست.
- هيچ پلاتفورمي به تنهايي همه كاربري‌هاي مورد نياز يك سيستم مديريت اطلاعات شركت را ندارد. معماري خدمت‌گرا براي افزايش قابليت‌هاي موجود از طريق ماجول‌‌هاي واسط و تكميلي (‍plug-in) راهكاري را ارائه مي‌دهد. از طريق اين ارتباط، اين پلاتفورم به چارچوب كلي‌تري خدمت‌رساني مي‌كند و به اين طريق مي‌توان در صورت لزوم سيستم‌هاي طرف سوم را بر حسب نياز ايجاد نمود.


كاركرد كامل
اين پلاتفورم ما را به سمت عنصر بعدي راهنمايي مي‌كند: راه‌حلي كامل براي زنجيره خاصي از عمليات. فروشنده‌هاي سيستم‌هاي مديريت اطلاعاتي كه تنها يك پلاتفورم ارائه دهند، اضافه كردن كاركردهاي جديد را تسهيل مي‌كنند. كليه "سربار" پردازش، همانند پردازش گريد، پردازش موازي، رابط كاربر، ذخاير رويه‌ها و كلان داده‌ها، موتورهاي پردازش و غيره توسط اين پلاتفورم انجام مي‌شود. هنگامي كه مختصصان زيرساختار مديريت اطلاعات شركت را ايجاد مي‌كنند دنبال راه‌حل‌هايي هستند كه زمان جذب داده، پيچيدگي و هزينه‌هاي نصب را كاهش دهد. هر گاه يك عملكرد به مرحله بخيه مي‌رسد تا خلاء پردازشي خاصي را پر كند، هزينه‌ها افزايش مي‌يابد و نقاط اختلال شكل مي‌گيرد. به همين خاطر كامل بودن راه‌حل فقط به كاركرد آن بستگي ندارد بلكه بايد داراي كمترين ريسك در حوزه اجرا نيز باشد.


يكپارچه‌سازي كامل
كار به جايي مي‌رسد كه مرز عملياتي پلاتفورم مشخص مي‌شود و بايد اطلاعات به برنامه يا نرم‌افزار بعدي منتقل شود. متاسفانه، پلاتفورم تكنولوژي توسط زيبايي طراحي و حجم منابعي كه براي توسعه آن بكار گرفته شده محدود مي‌شود. نمي‌توان انتظار داشت اين پلاتفورم همه كاري انجام دهد. به طور مثال، انتقال از سيستم مبنا به يك مركز MDM و سپس به انبار داده را در نظر بگيريد. امروزه هيچ پلاتفورم واحدي نمي‌تواند قابليت‌هاي چندمنظوره استخراج و جابه‌جايي مربوط به پيوند، تحليل و جستجوي داده‌هاي عملياتي را داشته باشد. البته راه‌حل‌هاي جامع و كاملي براي هر يك از اين فعاليت‌ها وجود دارد و فروشندگان راه‌حل‌هاي يكپارچه‌سازي اين پلاتفورم‌ها و برنامه‌هاي جداگانه را ارائه كرده‌اند. اين راه‌حل‌ها اشكال مختلفي به خود مي‌گيرد؛ از معماري خدمت‌گرا گرفته تا برنامه‌هاي محدود در سطح كد. در بسياري از مواقع، بهترين سطح يكپارچه‌سازي در خط محصول يك فروشنده خاص مثل SAP صورت مي‌پذيرد، محصولاتي از قبيل ETL Products, SAP Business Objects Data Integrator, با SAP NetWeaver يكپارچه مي‌شود كه اين خود در كنار راه‌حل‌هاي هوشمندي تجاري SAP Business Objects قرار مي‌گيرد. يكي از مزيت‌هاي حركت به سمت محصولات كه يكپارچه‌سازهاي خارجي دارند اين است كه مي‌تواند به‌راحتي و به‌تدريج محيط را توسعه داده و به مقياس رساند، با علم به اينكه براي مرحله و يا جزء بعدي، نقطه يكپارچه‌سازي هم وجود دارد و هم قبلاً مورد آزمايش قرار گرفته است.


سهولت كاربري
سهولت كاربري نكته  قابل تامل براي كليه كابران است. کاربرد كليه نرم‌افزار‌هاي سيستم مديريت اطلاعات شركت بايد راحت و آسان باشد. افرادي كه بايد در اين مورد قضاوت كنند متخصصان فناوري نيستند بلكه افرادي‌اندكه قرار است از اين نرم‌افزار استفاده کنند.  انواع برنامه‌هايي را كه يك مدير فروش بايد با آنها طي هفته كاري دست و پنجه نرم كند، در نظر بگيريد. در وهله اول كل مجموعه office شامل excel، word، powerpoint، visio و outlook قرار دارد. سپس برنامه اتوماسيون نيروي فروش، نرم‌افزار ارتباط با مشتري و مرورگر وب قرار مي‌گيرد. با توجه به تنوع برنامه‌ها و پيچيدگي روز افزون فضاي كاري، سهولت كاربري مستقيماً به كارايي فردي ارتباط مي‌يابد.


فشار بر پرسنل فناوري اطلاعات كمتر از آنچه گفته شد، نيست. مديريت فناوري اطلاعات نمي‌خواهد نرم‌افزارجديدي را بخرد كه نيازمند آموزش گسترده و سپس كاركرد طولاني با آن باشد. همچنين نرم‌افزارهايي كه كاركرد با آنها نيازمند سطح بالاي تخصص باشد، مد نظر آنان نيست. در نهايت سهولت كاربري به افزايش سرعت نرخ بازگشت سرمايه مربوط مي‌شود. هر قدر بتوان سريع‌تر كار با نرم‌افزار را فرا گرفت، شركت با سرعت بيشتري به سمت سوددهي و اهداف درآمدي خود حركت مي‌كند. متاسفانه، سهولت كاربري در اغلب الزامات مربوط به سيستم‌هاي مديريت اطلاعات شركت ديده نمي‌شود و اين در حالي است كه اين عامل بيشتر از ديگر عوامل قابل اندازه‌گيري بوده و مزاياي ملموسي در پي دارد.


نرم‌افزار مديريت اطلاعات
محور مباحث مربوط به نرم‌افزار مديريت اطلاعات، تكنولوژي‌ها و برنامه‌هاي مرتبط با يكپارچه‌سازي داده است. دلايل موجهي براي ترغيب سازمان‌ها براي آغاز كار با سيستم‌هاي مديريت اطلاعات وجود دارد:
- شركت‌ها در صنايع مختلف، به‌ويژه آن دسته از شركت‌ها كه مدام در حال خريد ديگر شركت‌ها هستند، محيط‌هاي داده يكپارچه‌اي ندارند. استخراج ارزش از اين سيستم‌هاي داده مستلزم يكپارچه‌سازي داده‌هاست، در غير اين صورت داده‌ها تنها به چند كاربر معدود محدود مي‌شود. يكپارچه‌سازي داده تكنولوژي محوري براي به اشتراك‌گذاري داده در سراسر شركت است.
- يكپارچه‌سازي منجر به بازده سريع سرمايه‌گذاري فناوري مي‌شود و كمك مي‌كند سيستم‌هاي موجود داده را به مكاني كه بايد استخراج و منتقل كنند. تا زمان جايگزيني مخازن نوين اطلاعاتي، استراتژي قوي يكپارچه‌سازي داده مي‌تواند تا حدي كاستي‌هاي زيرساخت‌هاي موجود اطلاعاتي را پوشش دهد.
- جابه‌جايي داده در شركت‌ها مداوم است و براي انجام عمليات كسب‌و‌كار ضروري است. توسعه قابليت‌هاي لازم در اين زمينه مي‌تواند باعث چابكي شركت شده و اجازه واكنش سريع به موقعيت‌هاي پيش‌بيني نشده را بدهد.
- هرگاه داده از نقطه الف به نقطه ب جابه‌جا مي‌شود، فرصتي براي بهبود آن پديد مي‌آيد. يكي از شكايات نهادهاي دولتي اين است كه به دليل عدم دسترسي به سيستم‌هاي منبع، نمي‌توانند داده ها را تغيير دهند. زنجيره ارزش اطلاعاتي در نهادهاي دولتي شامل واحدها و ادارات متعدد مي‌شود، در حالي که سيستم منبع تحت كنترل آنها نيست. فناوري يكپارچه‌سازي داده مدرن اين مشكل را حل مي‌كند و اجازه مي‌دهد داده در هنگام جابه‌جايي تغيير كند. تغييرات به داده را مي‌توان حفظ كرد يا نكرد، اما تغيير آن در هر زماني به هنگام جابه‌جايي امكان‌پذير خواهد بود.


به‌طور كلي، يكپارچه‌سازي داده يكي از سنگ بنا‌هاي اصلي مديريت اطلاعات شركت است. اما فضاي يكپارچه‌سازي اطلاعات نيز گسترده است، به طور مثال ETL مخفف extract/transform/load است، EII به مفهوم يكپارچه‌سازي اطلاعات شركت است و EAI يعني يكپارچه‌سازي نرم‌افزارهاي شركت. كپي پايگاه داده و پروتكل انتقال پرونده از ديگر مواردي هستند كه در اين ميان مطرحند. در كنار فضاي يكپارچه‌سازي داده بحث كيفيت داده، مديريت كلان داده‌ها، تحليل‌هاي متن و مديريت داده‌هاي مادر مطرح است. فرايند مرجع داده مادر در شكل شماره (3) يكپارچه‌سازي اين تكنولوژي‌ها را در يك محيط فناوري اطلاعاتي نشان مي‌دهد و چگونگي چگونه اتصال آن به عمليات مديريت اطلاعات شركت را بيان مي‌کند.


 
هدف فرايند فوق، جمع‌آوري داده از نقطه ثبت و بارگزاري آن بر سيستم MDM است كه در اين مرحله نرم‌افزار تحليلي و گزارش‌گيري (به مانند هوشمندي تجاري) مي‌تواند به داده‌هاي مادر دسترسي پيدا كرده و نگاهي كلان به اطلاعات در چارچوب دلخواه بيندازد.


فرايند ETL
فرايند ETL محور يكپارچه‌سازي داده‌ها محسوب مي‌شود. در اغلب موارد، يكپارچه‌سازي اطلاعات منجر به جابه‌جايي داده‌ها مي‌شود، نه فقط دسترسي به آنها در مكاني معين. به علاوه، همانگونه كه در نمودار فوق مشاهده مي‌شود، ETL چارچوبي است براي اضافه كردن ديگر عملكردهاي مديريت اطاعات شركت به جريان فرايند. در شكل، دو سيستم منبع كه يكي سايت وب تجارت الكترونيك و ديگري فهرست تماس‌هاي مركز تضمين كيفيت است، قابل دسترسي هستند. يكي از اين سيستم‌ها حاوي داده‌هاي ساخت‌يافته شامل جداول پايگاه داده و ديگري حاوي داده‌هاي ساخت‌نيافته متن است. برنامه ETL، داده را جهت تغيير به سمت برنامه متناسب مسيردهي مي‌كند. يك برنامه، تحليل پيشرفته متن را انجام مي‌دهد و به ETL از طريق نرم‌افزار خدمت‌گرا و يا رابط كاربر API متصل است. قابليت ETL جهت اتصال با اين برنامه‌ها يكي از الزامات نرم‌افزار مديريت اطلاعات است. بعد از اينكه داده لازم از طريق تحليل متن حاصل شد، ETL مجدداً وارد صحنه مي‌شود و دو جريان ناهمگن داده را ادغام مي‌كند تا طيف متنوعي از تغييرات بر آنها قابل اعمال باشد. انجام اين كار در سابق بسيار دشوار بود. با توجه به اينكه 80 درصد داده در جهان در منابع ساخت‌نيافته قرار دارد، استراتژي مديريت اطلاعات شركت بايد بتواند اين مشكل را حل كند.


مانند مورد فوق، برنامه ETL مي‌تواند جريان واحد داده را به‌منظور پردازش كيفيت داده هدايت نمايد. با اين حال، بيشتر فروشندگان نرم‌افزارهاي يكپارچه‌سازي داده به سمت ايجاد چارچوب يگانه نرم‌افزاري هستند كه بتواند بخش بزرگ‌تري از قلمرو مديريت اطلاعات شركت را پوشش دهد و به همين منظور، گام اول انجام بررسي‌هاي كيفيت داده است. بعد از پردازش كيفيت داده، برنامه ETL مي‌تواند داده‌هاي پالايش يافته را به سمت MDM هدايت كند. تا اينجا برنامه ETL نقش مهم جابه‌جايي، تغيير و بارگزاري اطلاعات ثبت شده در يك بخش از شركت تا سيستم داده مرجع را بر عهده گرفت. سازمان ها داراي معماري‌هاي متفاوت هستند و برخي ممكن است انبار داده را در مسير فرايند قرار داده باشد، اما صرف‌نظر از معماري‌ها، تكنولوژي مناسب براي جابه‌جايي داده، ETL است.


كيفيت داده
ايجاد اطلاعات قابل اعتماد يكي از نتايج مورد نظر سيستم مديريت اطلاعات شركت است. سازمان‌ها بايد بتوانند در هر مرحله از زنجيره عرضه داده، اطلاعات قابل اعتماد را ايجاد و حفظ و نگهداري كنند. مفهوم زنجيره عرضه داده در هيچ كجا به اندازه بحث مديريت اطلاعات شركت موضوعيت ندارد. شكل زير نشان مي‌دهد چگونه تكنولوژي كيفيت داده با زنجيره كلاسيك عرضه داده تلاقي مي‌كند:
 

در نمودار فوق مي‌بينيم عمليات مربوط به كيفيت داده در حلقه‌هاي اصلي زنجيره موجود هستند. هر مرحله فرصتي براي ايحاد، تقويت و حفظ سطح اعتماد به داده را پديد مي‌آورد. هر قدر مسائل كيفيت سريع‌تر حل شود، شركت مي‌تواند از سطح اعتماد بالاتري برخوردار باشد. به طور مثال، معتبر‌سازي و استاندارد كردن داده در مرحله تماس با مشتري، در سايت وب، مي‌تواند به نفع عمليات پايين دستي باشد. مي‌توان مزيت اين كار را در تعداد و توالي عملياتي كه از اين داده استفاده مي‌كند، ضرب كرد. در مقابل، هر قدر بهبود و پاكسازي داده زمان‌بر باشد، فعاليت‌هاي بالا دستي صدمه مي‌بيند، زيرا نقص داده به كارايي آنها صدمه مي‌زند. هر قدر داده سريع‌تر پاكسازي شود، هزينه اين امر كاهش مي‌يابد، چون تعدد، نوع و پيچيدگي مسائل مربوط به پاكسازي داده كمتر مي‌شود. نبايد كار را به جايي رساند كه پاكسازي داده‌ها انبار شده و به‌ فعاليتي دشوار تبديل شود. حل مسئله به هنگام بروز كمك مي‌كند تا عمليات به سادگي پيش رود. با اتخاذ روش بهبود تدريجي، عمليات حفظ كيفيت داده جاي خود را به اجراي پروژه‌هاي راهبر مي‌دهد. موفقيت هر پروژه راهبر منتهي به ايجاد زيرساخت حفظ كيفيت داده به مثابه بخشي از استراتژي مديريت اطلاعات شركت مي‌شود.


مديريت كلان داده
كلان‌ داده يعني داده و اطلاعات در مورد داده‌ها. اطلاعاتي از قبيل اينكه چه زماني جدولي از يك منبع اطلاعاتي استخراج شده، چه تغييراتي در هر زمينه به عمل آمده، كدام كاربر اين تغييرات را ايجاد و داده را در چه زماني و به كجا انتقال داده است، ارائه مي‌شود. چنانچه مدير مالي بخواهد بداند چگونه اطلاعات سه ماهه‌اش دچار اشكال شده است، مدير فناوري اطاعات جداول ثبت جابه‌جايي‌ها را مورد بررسي قرار داده و پاسخ سوالات وي را مي‌دهد.


بسته به نوع تعريفي كه ارائه مي‌دهيد، لااقل سه نوع كلان داده وجود دارد: شركتي، نرم‌افزاري و پايگاه داده. صرف‌نظر از چارچوب آن، كلان داده به‌منظور تصميم‌گيري در مورد مفيد بودن داده‌ها براي تصميم‌گيري و يا عمليات شركت مورد استفاده قرار مي‌گيرد. سنجه‌هاي كيفيت داده كه تعداد ايرادات، درصد فيلدهاي خالي، حداقل و حداكثر ارزش‌ها، cardinality  و نقاط خارج از قواعد كسب‌وكار را مشخص مي‌كند، همگي كلان داده محسوب شده و براي قضاوت در مورد صحت داده‌ها بكار گرفته مي‌شود.

 
دسترسي، ثبت و تحليل اين اطلاعات، عناصر حياتي فرايند ايجاد داده‌هاي مورد اطمينان است. همچنين براي اينكه كلان داده بتواند مفيد باشد بايد بتوان سوابق آن را رديابي و ميزان آن را در مراحل بعد زنجيره عرضه داده ارزيابي کرد. سوابق داده كمك مي‌كند مدير فناوري اطلاعاتي ببيند داده از كجا آمده است و چه تغييراتي قبل از بكارگيري در گزارش‌هاي مالي روي آن انجام شده است. تحليل اثر داده آن روي سكه است و اجازه مي‌دهد تحليل‌گر فناوري اطلاعات ببيند آيا گزارش‌ها از فيلد اطلاعاتي استفاده مي‌كند كه مستلزم تغيير محاسباتي است يا خير. با اين سطح از شفافيت، تحليل‌گر مي‌تواند به صاحبان گزارش‌ها مراجعه كرده و آنان را از تغيير در حال وقوع مطلع سازد.


مديريت داده مادر MDM
مديريت داده مادر در راس نرم‌افزار يكپارچه‌ساز داده قرار دارد. همانگونه كه در نمودار MRD مشاهده مي‌شود دو منبع داده مستقل در سيستم MDM بارگزاري مي‌شود. سيستم MDM داده‌هاي جديد ورودي را با داده‌ مادر مرجع خود تطبيق داده، استاندارد و يكپارچه‌سازي مي‌كند. سپس اين داده‌ها در انبار مادر در مدل داده منعطفي كه ‌مي‌تواند چندين سلسله مراتب را پشتيباني كند، ذخيره مي‌شود.


براي برخي از ناظران، MDM چيزي به مراتب بيش از يك تكنولوژي است، زيرا شامل رويه‌ها، عملكردها وسيستم‌هايي است كه ايجاد‌كننده زيرساختار جمع‌آوري، ثبت و مديريت داده مرجع مي‌باشد. با اين حال، نمي‌توان در مورد مديريت اطلاعات شركت بدون اشاره به MDM صحبت كرد. اجراي نرم‌افزار MDM چهار شكل به خود مي‌گيرد: سه شكل مربوط به دامنه مي‌شود (مشتري، محصول، مالي) و چهارمي نيز ويرايش كلي بوده كه در پي پشتيباني از همه‌ دامنه‌هاست و به همين خاطر با قيود كلي لازم همراه است.
سيستم MDM مزاياي زيادي براي مديريت اطلاعات شركت در بر دارد، زيرا نه تنها سيستم ثبت داده‌هاي مشتري و محصول است و مي‌تواند از جاي‌جاي شركت اين اطلاعات را جمع‌آوري كند، بلكه اجازه مي‌دهد كارشناسان داده مدل‌هايي را طراحي و ايجاد كنند كه متناسب با سلسله مراتب‌ها بوده و براي گزارش‌گيري از منظرهاي مختلف قابل تنظيم است.

 اين منظرها يا سلسله مراتب‌هاي مبتني بر چارچوب، مي‌تواند ضبط شده و بر حسب عمليات در واحدهاي مختلف شركت مورد استفاده قرار گيرد. بازاريابي، فروش و توليد مي‌توانند همه سلسله مراتب محصول، از تامين‌كننده تا تركيب شيميايي و كانال توزيع، را برحسب نياز مشاهده كنند. هنگامي كه سلسله مراتب توليد مي‌شود، داده مادر در برنامه‌هاي ديگر منتشر شده و سپس مي‌تواند به سمت عمليات پايين دست كشيده و يا رانده شود.


در كنار انتشار در سيستم‌هاي خارجي، سيستم MDM مي‌تواند به‌عنوان انبار عمل كرده و اطلاعات پالايش شده را به محيط نرم‌افزارهاي هوشمندي تجاري ارائه دهد. در واقع يكي از نقاط ورودي نرم‌افزار MDM پالايش و ادغام داده مادر به‌منظور بهبود در گزارش‌گيري و تحليل است.

 

براي دريافت فايل pdf اينجا را كليك كنيد.